html> ارام وحشی در میهن بلاگ
پندانه های دکتر صخی نظرات()

اجازه دکتر؟گلمون گرفته صدامون در نمیاد. 
دکی:شما یه زحمتی میکشی،یه مقدار اب لیمو ترش رو با یه مقدار عسل و اب جوش مخلوط میکنی یه لیوان از اینو ناشتا و یه لیوان شب تناول میکنی. لیمو ترشش تازه باشه چه بهتر 

سنجـآقــــ :

چهارشنبه 4 اسفند 1395.05:43 ب.ظ.صخره
مطلب رمز دار : تق نق با اولد پس نظرات()

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


سنجـآقــــ :

شنبه 30 بهمن 1395.11:51 ب.ظ.صخره
سامان سامان سااااامان همیشگی من:) نظرات()

عوض اینکه غر بزنم سعی میکنم تمرکز کنم 

فقط من میتونم پس فردا برنامه ی سفر داشته باشم و هنووووز هی برم نرم کنم! بیخیال خواستیم تمرکز کنیم. 
اسفند چهارتا اخر هفته داره
اولیش باشگاه جشن قهرمانی مربیمو میگیرم
دومیش میریم دنبال قصه ی کیمیاگر شایدم کادوهای مامان بابا رو بگیریم
سومیش رو میذاریم برای خودمون خوده خوده خوده خودمون. 
چهارمیش رو میذاریم برا یه کار خوب با همون پس انداز خیلی اندک. شاید مثلا دو تا فلافل بگیرم بدم به بچه های سر چهارراه. 
وای یه هفته اش باید یه دوست قدیمیو ببینم!! جا نداریم که!! اتاق تکونی عاغا! کی اینجاهارو تمیز کنیم خب؟!
این اخرای نود و پنج خیلی کمه! اخه من روم نمیشه مثلا قصه ی رسول و بهرام و کاسه رو بذارم برا نود و شیش!!! ظاهرا چاره ای نیست!
نود و شیش! نود و قلب هم خیلی زود گذشت هم خخخخخخیییلی دیر! انگار قرار بود ۱۳۹۵ تا ابد کش بیاد . انگار تمومی نداشت مرگ نداشت. انگار لحظه هایی که با سنگای کوچیک پایین سفره هفت سین ۹۵ درست کردم هیچ فکرشم نمیکردم حالا اینجا باشم و بگم اخرای نود و پنج خیلی کمه!
به هر حال! یه سری کارا میرن توی نود و شیش! شاید همون بهتر که برن. نود و پنج زیادی پر بار بود.
دیدی گفتم تمرکز کنیم
کمپلت یادم رفت چه قد غرغر اماده دارم! از پس همه چیز بر میای صخره. من اینجام و تورو به هر چه بخوای میرسونم من اینجام پسر من اینجام رفیق تا تهش پات واسادم نترس:) خرابه؟ردیفش میکنیم

سنجـآقــــ :

یکشنبه 24 بهمن 1395.10:07 ب.ظ.صخره

دنیارو بی تو نمیخوام یه لحظه

دنیا بی چشمات یه دروغ محضه

خیلی بی معرفتی که اینجوری ولمون کردی و رفتی
خوابت اروم رفیق...

سنجـآقــــ :

یکشنبه 24 بهمن 1395.08:54 ب.ظ.صخره
من خط صاف ممتدی بودم نظرات()

اینکه در یک روز هم لاف بپستد (پست بگذارد) و هم مومو

هم فریا 
یعنی ان روز را طلابگیر . یعنی ان روزعجب به بهی است. 
همان روز که رضا بگوید دیگر نمیتواند بنویسد …؛ ادم ته دلش خالی میشود 
و تازه یادش میفتد برای بار هزارم از هستار رضا اسکرین گرفت تا برای فلانی بفرستد.  که فقط هستارش انقدر خوش طعم بوده که گردفراموشی نگیرد.
واقعا جهان،بدون نوشته های بعضی ها،چه قدر جای چندشی میشود
به مومو فکر میکنم به لاف که حالا کمتر مینویسد و به فریا که اگر نباشند... 



بی ربط نوشت:ادم یه دفعه میگوید:نسی جان حالا امشب رو دست چپ کار کن
دو دفعه میگوید: نسی جان دمبل ته کمده تا در بیاریش کل قفسه اش بهم میریزه
سه دفعه میگوید بهم نریز
دفعه چهارم از تخت پامیشود غرولند میکند:گیری دادیا نصفه شبی بیا برو اونور ببینم!
خودش تمام محتویات کمد را بیرون میریزد،دمبل نمیدانم چند کیلویی را توی دستش میچپاند و همچنان غر میزند که نصف شب است عاغا! نه و ربع است! نصفه شب است!

سنجـآقــــ :

شنبه 23 بهمن 1395.09:05 ب.ظ.صخره
مطلب رمز دار : آقای بین هایت نظرات()

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


سنجـآقــــ :

چهارشنبه 13 بهمن 1395.03:50 ب.ظ.صخره
منو باورم کن منو باورم کن منو باورم کن مممممنو باورم کن نظرات()

امشب قراره دایان با حال بد من هم صدا شه 

"باورم کن" دایان بهترین وصف حال امشب منه

نگو میرم دیگه تا اخرش این بار راهو دیدم 
نگو میرم دیگه به امید دیدار نا امیدم
تو تسلیمی به این سردرگمی هات
چه تسلیمی!!!!
دلم تنگه اخ چه نازه چشمات
چه تصوییری!
بمون خونه این زخمارو بی حس کن
منو بشناس این تنهایی رو حس کن
حیف بمونی اینجوری تو دل پر 
هر چی بده تو به خاطرات بسپر
منو باورم کن


±حالا واقعا وقت وا دادن نیست صخره! منو باورم کن...

سنجـآقــــ :

سه شنبه 12 بهمن 1395.09:22 ب.ظ.صخره

یک هفته قبل از اینکه بروم شمال، اولین گشت تنهایی ام را توی شهر جدید زدم. 

کوبیدم رفتم تااااااااا ان سر شهر! تنها! بعد از ظهر تا شب. 
چرا؟! آنجا عاشق شده بودی خب! دوستداشتم ببینم کجاست که یک نفر را اینطور عاشق یک نفر دیگر میکند. میدانی؟تو از انهایی هستی که حوصله ام نمیشود با گپ و گفت بشناسمت. ترجیح میدم از طریق اقدامات میدانی اطلاعات جمع اوری کنم. که مثلا شاید این اخر هفته رفتم همان کافه ای که دوستش داشتی و بدون باز کردن منو گفتم سیب زمینی پنیرطور! 
شاید هم در ادامه به گارسون بگویم:ببین! ما یه عزیز داریم میاد اینجا سیب زمینی پنیر طور میخوره! از طرف ما بش بگو خاطرش خعلی گرانه.

سنجـآقــــ :

سه شنبه 12 بهمن 1395.05:28 ب.ظ.صخره
ان سوی جهان هاپ هاپی نظرات()

عاغا! تو اینستارقام(اینستاگرام)یه پسره خارجکیه هست،دنسره!

بعد همه دخترای دنسر ایرانی پایین پستای این یارو کامنت میذارن : میس یو بیبی(miss you babe ) میس یو دییر
میس یو و زهر مار:/ حسودیمان از چش و چال میزند بیرون! والا یکیم ندارم مارو میس کنه:/ چه وضعشه خدایی:-D 
ممدرضام با یه دختره (سروناز؟!)کلیپ داده! اووووف چه کلیپایی!
هی گفتم صخره بیا برو این ممدرضارو ببین!نرفتی که! حالا پاشو تور ده روزه استانبول بگیر برو اونور دنیا بگو سلام ممد! بعد بیا خونتون پست بنویس:-D 
همه تو این هیپاپ کوفتی به یه قبرستونی رسیدن جز ما:-D :-D:-Dعاشق خودمم اصن!
عحححححح! محسن!!!!!!! اونو که کلا دیگه کلیپاشو نکاه نمیکنم میترسم خودکشی کنم:-D به خدا ما تا پارسال پیارسال هم سطح بودیم! این چجوری انقد پیشرفت کرده اخه؟!:/
بسه دیگه! اطلاعات محرمانه و گرانقدر جهان هیپاپمو در اختیارتون قرار میدم:-D از این به بعد شماره کارت میدم هر پست فلان تومن:-D والا!:-D
±مخلص:)
±شب به خیر

سنجـآقــــ :

دوشنبه 11 بهمن 1395.10:57 ب.ظ.صخره
مای سان ایز رایزینگ نظرات()

دستشو کرد لای موهای خرماییش و گفت میدونی عاشق چی ام؟!

× نه! 
+معلومه! من عاشق موهاتم 
×^^
+مخصوصا وقتی تو یه جمع جلوی محرم ترین نامحرم زندگیت،بین نه تا زن بی حجاب، تو روسری سرته و هی ذوق میکنی که خوبه روسریم سرمه

صخره افزود:اینکه به چی اعتقاد دارین مهمه ولی مهم تر از اون اینه که تا چه حد پای اعتقادتون وامیستین

باز دستاشو کرد تو موهاش
میگه:من عاشق موهاتم لعنتی…


+عنوان از اهنگ در حال پخش(Tear before the rain)

سنجـآقــــ :

دوشنبه 11 بهمن 1395.10:26 ب.ظ.صخره
مطلب رمز دار : رجوع شود به عالمه و مومو نظرات()

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


سنجـآقــــ :

دوشنبه 11 بهمن 1395.04:01 ب.ظ.صخره
ما که چس ناله هایمان هم بیشترشان سر بچه های وبلاگیست نظرات()

بهش گفتم هر وقت رفتی دریا،سلام منو برسون

دیروز گفت سلامتو رسوندم صخره
خوشحال شدم. از اینکه یادش مونده بود:) 
بعد! دلم ضعف رفت برا دریا و بارون و پرسه و پرسه و پرسه! دوتایی مسخره بازی در میاووردیم ولی من همچنان چس ناله وار میگفتم :خییییییییلی مونده!کوووو تا بیست و دوم!
امشب برای بهرام تایپ کردم ده روز
فقط ده روز مونده 
ده روز دیگه شمالم
نگفتم خییییلی مونده! 
بشمر پسر! ده…نه…هشت…هفت…شیش…وقتی به بهرام میگفتم بیشتر خوشحال بودم تا چس ناله!
ولی خب! بین خودمون بمونه! خیلی مونده.
.. میدونین؟! ما بلاگیا همه چیزمونو خالی میکنیم اینجا! خب برای چس ناله ها یه دوست بلاگی گزینه مناسب تریه مخصوصا در لحظاتی که جفتتون لودگی میکنید 
سایه همه تون حفظ شه
± یادم رفت به رسول بگم کاسه رو تو دستش نگه داره:-D بهرام راه حل داده
±±±±گپ و گفتای سه نفره طور من و بهرام و رسول جزو شیرین ترین قسمت های این هفته ها بود. و قسمت کاسه اش همش لبخند میاره رو لبم:) کاسه:-D;-) بهرام؟!:-D کاسه رو دادی دست رسول؟!:-Dبغلی بیگی چیو بیگیرم کاسه ی رس رو چیکارش کنم بده بده بغلی:-D
چه قدم دلم برا همه دوستام تنگ شده:) بریم شمال دیگه بابا عحححح!:-D 

سنجـآقــــ :

یکشنبه 10 بهمن 1395.10:08 ب.ظ.صخره
شایدم خنجرتو تو هردومون هل دادی نظرات()

حالم خوش نیس

هی هم دارم بدتر میشم
غروب جمعه ای گفتن...
حس میکنم کل زندگیم به ..س
تف تو روت دنیا . خب؟:) تف

سنجـآقــــ :

پنجشنبه 7 بهمن 1395.10:38 ب.ظ.صخره
تمرینام مونده نظرات()

هیچوقتم تو همون ماهیتابه ای که ظهر قورمه سبزی خوردین

شب لبو نخورین! اصلا یه مزه گندی به خودش میگیره که مگو:-D
±از تبعات لحظاتی مجردی


±تمرینام موووووندههه

سنجـآقــــ :

چهارشنبه 6 بهمن 1395.07:04 ب.ظ.صخره
رخ نشون بده د نظرات()

از همه کسایی که اینجا رو میخونن و به هر دلیلی کامنت نمیذارن در خواست پرده برادری و چهره نمایی داریم

شایدم اگه بدونم هنوز اینجا کسی نفس میکشه ترغیب بشم یکم زنده اش کنم 

سنجـآقــــ :

یکشنبه 3 بهمن 1395.06:57 ب.ظ.صخره
مسعله این است:"من" نظرات()

در تخت خواب جنگیست

پای سینک ظرف شویی 
در حمام 
در راه پله
هر صبح
هر شب
هر کابوس جنگیست
هر رویا جنگیست
میبازم. 
هر لحظه در جنگ خودم با خودم میبازم
در "من"جنگیست...

سنجـآقــــ :

شنبه 2 بهمن 1395.10:52 ب.ظ.صخره