تبلیغات
: ارام وحشی

بازهم رو به روی هم نشسته بودند، بازهم همان مکان،بازهم همان میز، باز هم همان منظره. 
به ظاهر همان آدم ها بودند. چهره هایشان همان بود. لباس هایشان همان بود. نفس هایشان همان بپد. به ظاهر بودن اما نبودن! به ظاهر گرم اما سرد بودن ، به ظاهر فارغ اما عاشق بوده اند، بودند انا نبودند.
فلسفه ی عشق این است، بودن و نبودن فرقی نمیکند. در آخر فقط جداییست در آخر فقط تنهاییست، در آخر فقط دلی شکسته است که مرحمی ندارد. 
_برای همه چیز خیلی دیر شده است؟
_خیلی،خیلی دیر شده…
کلمه ی عاشقت هستم چیزی را عوض نمیکند؟
_متاسفم ولی چیزی را عوض نمیکند…
_با دلتنگی بعدش چکار کنم؟ 
_مثل من تحمل کن…
_با قلب بیچاره ام چه کنم؟
_مثل من مدارا کن…
با نفس های خسته ام چه کنم؟ 
_مثل من زندگی کن!
_با چشم های گریانم چه کنم؟

_مثل من گریه کن
_من چیکار کنم؟
_مثل من فراموش کن
_تو میتونی؟
_مثل تو نمیتونم
هیچکس نمیتواند! این دلتنگی ادمی را از پا در می اورد. 
این درد سهمگین عشق کاری میکند که جنگ ها با انسان ها نکرده... با عشق درگیر نشوید وقتی زمینتان بزند بلند شدن سخت است 
وقتی زمین بخوری فقط عشقت میتواند نجاتت دهد و وقتی او نباشد کار تو تمام است





پ.ن:نویسنده ی متن من نیستم. 
نگاشته شده توسط: ف.کاف

Tag's:
نظرات() × 11:28 ب.ظ × چهارشنبه 23 اسفند 1396 × صخره
مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ