تبلیغات
html> ارام وحشی در میهن بلاگ
قد کشیدم سر قدم به لب کوه رسید(اذر) نظرات()

سامان:چه بیخیال شدی صخره!دیگه اون ادم حرص و جوشی قبل نیستی !عین خیالتم نیست 
من:بیخیال نشدم سامان بزرگ شدم ...

سنجـآقــــ :

یکشنبه 28 شهریور 1395.08:51 ق.ظ.صخره

د لعنتی خفه شدم از بغض!

هر وبلاگی که میرم اسم و حرف تو هست
به خداوندی خدا قسم عرفان! اگه باشی و خودتو نشون ندی حالا به هر دلیلی 
نمیبخشمت
#این قمار عاقبتش جان مرا میگیرد
#خفه شدم از این بغض...

سنجـآقــــ :

شنبه 27 شهریور 1395.03:12 ب.ظ.صخره

تقصیر خودته عرفان!

تقصیر خودته که وقتی میپرسن چرا همه عاشق عرفانن 
میگم چون ادم فوق العاده ای بود!
بعد که کامنتو میفرستم طبق عادت همیشگی یه دور نگاش میکنم و میبینم "بود" و زیر لب میگم تر زدی صخی ! پووووف!
تقصیر خودته! دوسدارم بت فحش بدم!بی معرفته نامرد! 
انقدر این روزا دلم هوای پستاتو کرد 
هوای اون حرفایی که به مغزم نمیرسید ولی وقتی میخوندم میگفتم اره خداعی همینه راس میگه
حتی یه جا میخواستم برم دنبال اون متنت بگردم یه حرف قشنگی توش زده بودی
حتی به مامان میگفتم دوستم حرف خوبی زده و حرفاتو تکرار میکردم 
کجایی دوست؟کجایی که حرف خوب بزنی؟
کجایی که باهم کلیپای دیتو رو نگا کنیم
کجایی که جوابمو ندی عصبانی بشم دیگه هیچی نگم
کجایی؟
بسه عرفان!بیا دالی کنیم تموم شه؟ 

سنجـآقــــ :

پنجشنبه 25 شهریور 1395.09:48 ب.ظ.صخره

د بست نایت 

د بست فرند
د بست کافه
د بست نااااااااایت
د بست رین (rain)
د بست رینگ 


#حال خوب از رفقای خوبه 
^________^
ای لاو یو ؛))))))

سنجـآقــــ :

پنجشنبه 25 شهریور 1395.07:29 ب.ظ.صخره
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت ادم نظرات()

صبح با نق و غرغر های خویشتن از خواب بیدار شدم 

داشتم سورنا میخوندم تو ذهنم 
یهو گفتم جمع کن توعم اول صبحی
ناخوداگاه اهنگ شمعدونی سینا حجازی تو مخم پلی شد 
بعد یهو افتادم وسط پااااااررررساااااال همین موقع ها!
یک عدد صخره،پر انگیزه،پرشور،پر از زندگی،انرژی مثبت در حد فضا، خوشحال
یک عدد صخره با اهنگای سینا حجازی 
یک عدد صخره با یه کوه انرژی مثبت 
دلم برا خوده پارسالم تنگ شد 
یه خل و چل دوستداشتنی و هپی! 
اما الان؟
همین! دلم برا اون ادم خوشحاله تنگ شده یکی منو به خودم پس بده...


+ عنوان خودش گویاست...

سنجـآقــــ :

پنجشنبه 25 شهریور 1395.11:35 ق.ظ.صخره

هر رابطه سه بخش دارد:
اشنایی،سازش و وداع
 خداحافظی مهم ترین  است. چون تصویر اخری است که شما از یک ادم میچینید و کنج طاقچه ی ذهنتان میگذارید
اگر بپذیریم هر رابطه ای سرانجامی دارد و هیچ چیز در این دنیا "جاوید"نیست ؛دست دوست دخترمان را میگیریم 
میبریمش یک کافه ی زیبا،قهوه میخوریم،خاطره بازی میکنیم،میخندیم و با یک تشکر و لبخند همه چیز را تمام میکنیم
اگر این واقعیت را پذیریم دچار فقدان نمیشویم مظضرب یا حساس نمیشویم!میدانیم همه چیز پایانی دارد
اگر مقدر باشد چیزی در این دنیا تمام شود به قیمت مرگ من و تو هم شده بالاخره تمام میشود ! اما عشق های ابدی،حس های ابدی انقدر کمیابند که میشود بابتشان صبر کرد میشود امید داشت حتی به اینکه در بهشت دوباره همه دورهم خواهیم بود... 

خداحافظی اخرین چیزیست که از رابطه میماند و اخرین تصویر در ذهن ما ادم های فراموشکار بیشتر دوام میاورد 
مهربان خداحافظی کنیم 
به حرمت انچه گذشت...

سنجـآقــــ :

چهارشنبه 24 شهریور 1395.08:09 ب.ظ.صخره
سرخ تر ازشعر مگر دیده اید؟لب بگشایید اگر دیده اید نظرات()

اخرش صبر منم تموم میشه

یه روز تو این اتاق یه سیل راه میفته 
و من نابینا،بی رمق ، لبخند به لب
خودمو میندازم وسط گرداب خودم 
غرق میشم 
برا همیشه 


#اهنگ تمومش میکنم میلاد بابایی

سنجـآقــــ :

سه شنبه 23 شهریور 1395.08:39 ب.ظ.صخره
بهتر شدن از بودن دوسنای قدیمیمه نظرات()

سامان:قربونت برم که بد حالیت زیاد دووم نمیاره

که زودی خوب میشی:)
یه هپی استایل بزن عمو ببینه


±به اتفاق خوب افتاد وسط این روزای اشفته
دیدن یه دوست قدیمی و گپای مهربون و دیوونه بازیامون 
خاطره ی امشبو سر فرصت مینویسم:)

سنجـآقــــ :

دوشنبه 22 شهریور 1395.08:11 ب.ظ.صخره

علیرضا که ترکوند با اون شیوه ی رفتنش

عرفان که نیست
ری را که رفت
رضا که رفته اینستا
اصن که چی که من وبلاگ مینویسم؟
اصن که چی که من وبلاگ میخونم؟
اصن چی از اینجا و اونجا مونده ؟ 
اصن چی از وبلاگا مونده؟
شماها نیاید میرم ....منم میرم که به درک واصل شم
واقعا چرا؟ الان وقت وبلاگپوکوندن بود علیرضا؟
عرفان الان موعد مناسبی برای مرگ بود 
ری را…؟ری را…
خب من وب بنویسم که چی؟؟!!!؟!!؟ دوستام کجان ؟
اونم از سعید! واقعا تو خجالت نمیکشی سعید؟ همین جوری میذارین میرین؟ 
لعنت!

سنجـآقــــ :

دوشنبه 22 شهریور 1395.03:00 ب.ظ.صخره
کات برداشت نهایی بود نظرات()

تامام شدم و دس بردار نیس این جسم لعنتی



سنجـآقــــ :

دوشنبه 22 شهریور 1395.02:41 ب.ظ.صخره
دیالوگ های برتر نظرات()


۱:چرا تخته نرد؟
۲:باعث شد به دو چیز ایمان بیارم :صبر،ثانیه اخر



۱:اینا واقعا با این ظلمایی که در حق مردم میکنن شبا چجوری میخوابن؟
۲:همون جوری که تو شبا نمیخوابی


سامان :من حاضرم به خاطر عوض شدن حال تو هر کاری بکنم
سیا: اره عزیزم تو حاضری ولی امکانات نیس... کرایه ماشین از اینجا تا خونه رو داری؟

سنجـآقــــ :

دوشنبه 22 شهریور 1395.09:47 ق.ظ.صخره
داعاشی که شما باشی نظرات()

سر تا پا که قرمز پوشیدم یادش افتادم :شب بود،همانطور که به دیواره ی الاچیق لم داده بود و به من اشاره کرد و گفت:خب این سبد میوه …


غروب پیامش میدهم:
Hello sir,are you in iran?
(سلام اقا،شما ایرانید؟)
در دل ضعفش میروم که جانم به قربان سیبیل چخماخی عکس پروفایلت !
و پشیمان میشوم که باید میگفتم Hello dear sir
داریم مگه بهتر از تو اخه؟

#my dear brother


سنجـآقــــ :

شنبه 20 شهریور 1395.05:41 ب.ظ.صخره
زمان میرفت ولی تموم نمیشد درد(دایان) نظرات()

از اون وقتاس که

انقد_داغونم_لال_شدم_هیچی_نمیگم




سنجـآقــــ :

شنبه 20 شهریور 1395.09:16 ق.ظ.صخره
دل دنیارو خون کردی نظرات()

یعنی هر چی خودم از عرفان میگم یه طرف 

"بهار"که پست میذاره یه طرف
قشنگ اشک تو چشامه!ای خدا

سنجـآقــــ :

پنجشنبه 18 شهریور 1395.05:54 ب.ظ.صخره
توصیه حیاتی به جوانان ایران نظرات()

دوستان من به خاطر خودتون دارم میگم

پاییز نزدیکه و هواهای دو نفره نزدیک تر

از الان اقدام کنید به پس گرفتن کادوها و حلقه ای که چندی پیش کوبوندین تو صورت طرف تا از چشاش خون فواره بزنه

در مراحل بعد با اهنگ متصل چاووشی شروع کنید و هی به قهوه زل بزنید یا اروم چشم هاتونو باز و بسته کنید

و زان پس دست در دست هم از مرحله "کات" به مرحله"فاب" بازگشت پیدا کنید


# هشتک خاک تو سرشون:|

#هشتک ما که کلا سینگل:|||

#هشتک جمع کن عآمو:|

هشتک بی صاحاب عجب بارونیه:)))


سنجـآقــــ :

پنجشنبه 18 شهریور 1395.12:48 ب.ظ.صخره
زود برگرد پسر نظرات()

یه شب عرفان پست گذاشته بود فلان بلاگر رو اصلا نمیپسندم اسم نبرده بود و ویژگی گفته بود 

بعد من چند ماه قبلش این یارو دو تا کامنتمو تایید نکرد روحیم جریحه دار شد دیگه هیچوقت وبلاگشو باز هم نکردم!:/
حتی یه پست هم در وصفش نوشته بودم!
به عرفان که گفتم اگه فلانیو میگی منم ازش خوشم نمیاد یه پست هم در وصفش سرودم
گفت میخوام پستت رو بخونم
منم خب طبق تجربه و سبک اینجور پستام گفتم چیز خاصی نیس در حد بیشعور و ایناس
بعد گشتم پستو پیدا کنم که براش بفرستم 
عاغا! چشمتون روز بد نبینه! اصن فححححش و بد و بیراه بود که از سر پست میبارید:| من در پوزیشن عررررق شرم:-D
هیچی دیگه فرستادم عرفانم رفت خوند:-D ابرو حیثیتمم رفت:-D

در مجموع من خیلی عرفانو اذیت میکردم! معترف میشم اون دوباری که کلا زد وبشو پوکوند اثر دوتا کامنت خصوصی من بود!:/ :|| به همین شدت و قدرت تر میزدما:| :دی 
وای خدا اصن مهارت منو دارین؟:-D

پریشبا داشتم آرشیومو میخوندم یه پست بود که هیچی بهتر از این نیست که برا دوستت یواشکی یه کاری کنی که خوشحال شه
بعد انقدرم من بچه پرروعم،اخرش نوشته بودم اسم نمیبرم بچم پررونشه:| 
بی خبر رفته بودم تو یه وبلاگی گفته بودم اسم عرفانو بنویس سرجایی که باید باشه 
بعد اونم نوشت! یعنی من تا چند شب قبل خواب با احساس رضایت و ارامش قبلی چشمامو باز و بسته میکردم و ذوق ازشون میپاچید رو دیوار!
چند شب بعدش که مثلا خیلی طبیعی باشه رفتم گفتم عح عرفان! برو فلان وبلاگ و اینا 
بعد گفت من اصلا برام مهم نیست اونا با اسم من چیکار میکنن
من که حس شکستن شاخ غول  رو داشتم کلا اون لحظه رنگم با لبو مو نمیزد:-D

بیشورجان منی لامصب! اصن من هلاک زبان رایج بین خودمونم ! ددابظ دالی 
من برم با فاطمه دالی بازی کنم 
خاطره بازی بسته
زود برگرد عرفان:)از خوندن این پستا ذوق میکنی:)

سنجـآقــــ :

چهارشنبه 17 شهریور 1395.11:02 ب.ظ.صخره